جسد سالم پیدا شده فرعون ملعون
اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان ومقاربتهای جنسی نبایستی پوشیده باشند بلکه باید کاملا آشکارا به نمایش درآیند.
زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام عمل مقاربت تبدیل به سنگ شده بودند. از همه جالبتر آن است که این زوجها هر دو از یک جنس و یا زوجهایی از دختران و پسران کم سن وسال بوده اند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است صورت آنها حالت گیج و منگ دارد.
البته
هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت
بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از
انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار
گردید.
این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود
شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه
آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه
اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ
از این کوه به ثبت رسیده است.
فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی
داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو
شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران
آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه
آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی
روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش
بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

مذاب کوه وزوو به
آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن
است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد.
یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند.
مجهول
ترین جنبه این حادثه در اینجاست که چگونه هزاران انسان بی آنکه چیزی بشنوند
و یا ببینند منتظر می مانند تا مرگ آنها را دریابد. این بعد حادثه نشان می
دهد که نابودی و محو شهر پمپی دقیقا مشابه همان حوادث ویرانگری است که در
قرآن به آنها اشاره شده، زیرا قرآن زمانی که این حوادث را بازگو می کند به
«نابودی ناگهانی» اشاره دارد. به عنوان مثال در سوره (یس) چنین توصیفی است :
همه سکنه شهر به یک لحظه هلاک شدند. این وضعیت در آیه 29این سوره چنین می
آید : « (بلكه) فقط يك صيحه آسمانى بود، ناگهان همگى خاموش شدند!» ؛ آیه 31
سوره قمر وقتی تخریب و نابودی قوم ثمود را بازگو می کند مجدادا به نابودی
آنی اشاره می کند «ما فقط يك صيحه [صاعقه عظيم] بر آنها فرستاديم و بدنبال
آن همگى بصورت گياه خشكى درآمدند»
مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ
داد، همان گونه که در آیات بالا نقل شد. فاجعه هرچه بود،همه چیز به همان
حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ۱۹۹۱نیمی از این شهر از زیر
خاکستر بیرون کشیده شد ولی هنوز هم دو پنجم این شهر سوخته در زیر زمین
است. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به
یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است اما متاسفانه جایی از دیده
عبرت در این نگاه ها یافت نمی شود.نواحی ناپل که فساد و هرزگی در آن شیوع
دارد از مراکز ونواحی بی بند وباری شهر پمپی دست کمی ندارد. جزیره کاپری
پایگاهی برای همجنس بازی و برهنگی گرایی است و در صنعت توریسم به بهشت
همجنس بازی شهرت دارد. نه تنها در کاپری و ایتالیا بلکه تقریبا در تمامی
دنیا چنین انحطاط اخلاقی وجود دارد و مردم هم هیچ توجه و اصراری به پند
گیری از تجربیات تلخ مردم گذشته ندارند. در سوره سجده درباره همین مردم می
فرماید : «و اگر اینان روی بگردانند به آنها بگو شما را از صاعقه عاد و
ثمود بیم می دهم. »
منبع : کتاب اقوام هلاک شده نوشته هارون یحیی و ترجمه مژگان دستوری(انتشارات کیهان) با اضافات
اجساد سنگ شده که از دل خاک در شهر پمپی بیرون آورده شده(تصاویر کتاب)
شهرپمپی شهریست درایتالیای امروزی یاروم باستان که در۱۹اوت سال۷۹میلادی درپی فعالیت آتشفشانی کوه وزوکه ۲۸ساعت ادامه داشت به زیر۶مترکوهی ازموادمذاب وخاکسترآتشفشانی رفت.حادثه آنقدرناگهانی روی دادکه همه چیزدرشهربه همان حالت که درزندگی روزمره بوددست نخورده ماندوخیلی جالب اینجاست که خیلی ازشهرهای نزدیک آتشفسانهااززیرخاک بیرون آمدندپس ازهزاران سال ولی انسانهایش بشکل یک مشت استخوان بودندواین سنگ شدن دردین اسلام نشانه ی عذاب الهی برای انسانهای گناهکارمی باشدکه برای عبرت مااتفاقی که ۲۰۰۰سال پیش افتاده دست نخورده باقی مانده است !!!
این مردچشمانش راگرفته تاشاهدلحظات وحشتبارآخرین نباشد...!
اگرآتشفشان بودسروصداداشت اقلا واکنش نشان میدادندسرعت اتفاق بالابودوناگهانی!
ازبیست هزارنفرجمعیت دوهزارنفرتبدیل به سنگ وبقیه ناپدیدشدند!این هم نشانه عدالت خداونداست هرکس به اندازه گناهش عقوبت می شود!
به نظرتون اینهاتوچه فکرین؟ترس؟فرار؟پشیمانی؟یا......؟
عکس روی دیوارهای شهرپمپی
درعدالت خداشک نکنید!
این دوتاچرااین شکلی هستند؟خدامی داند؟
هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است!
سرشت بدوخوب درجانوران هم هست!درعدالت خداشک نکنید!خداوندبه حضرت لوط گفت:توواهلت ازاین شهردورشویدتامی توانید،که شما دچارعذاب نشویدوبرنگردیدکه اگربرگردیدشماهم اگرببینیدازشدت عذابدچارعذاب الهی می شویدکه همسرلوط سرپیچی ازفرمان الهی کردوتبدیل به سنگ شد!
عجیب ترین دریای جهان که در قرآن هم به آن اشاره شده
عجیب ترین دریای جهان که در قرآن هم به آن اشاره شده+عکس
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
In a tourism filled
city of Skagen you can see this incredible natural sight. This city is
the most northern point of Danish people…..where the Baltic sea “meets”
the North sea. Two different seas can not be combined together thus
creating this line
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ
الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰)
فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا
اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که
با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی
کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىکنید؟ ۲۲٫ از آن دو،
مروارید و مرجان خارج مىشود.
سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
جسدفرعون پیداشد
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!
ماجرايكسيكه توسط فرعونمسلمان شد+عكس
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند

.

پس از اتمام مراسم،جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است .

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است
.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.
موریس
بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر
میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن میگوید در
حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن
میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمیآورد.. و با خود میگفت آیا امکان
دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن
است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟
او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس
از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس
بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرمت تا از
صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از
مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:
{فَالْيَوْمَ
نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيراً
مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [يونس:92]
اين آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.
موریس بوکای
بار تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال
در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و
حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته
باشد.وبر ايمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا يأتيه الباطل من
بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد).
حاصل تلاش سالها تحقیق این
دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب
مقدس در پرتو علوم
جدید). برگرفته از
بيداري اسلامي
محلي كه فرعون و سپاهش در پي موسي رفتند . . .
مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)
منطقه «نویبه» در عربستان برای تمام پیروان مذاهب الهی و بخصوص پیروان حضرت موسی (ع) مکان مقدسی می باشد .


این منطقه همان جایی است
که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون
و همراهانش، محل سکونت او و یارانش شد. امروزه مردمان سایر کشورها با
مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می آیند تا یادگار
اآن دوران را بچشم ببینند. مکانی که هنوز هم می توان خشم الهی را در انجا
احساس کرد. ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را
امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم می شناسند)
تا یادگار عذاب و
رحمت الهی - برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا «رونی
وایت» از خود بپرسد آیا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک
ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و روبروی
او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ ... آیا این دریا از وسط به دو
نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش
بگذرند!! و سپس فرعون و لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار
روبرو شوند؟!!
( و اترک الــبحر رهوا" انهم جند مغرقون :: و دریا را به آرامی ترک کن آنها لشکری هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان)
همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط «رونی وایت» و یارانش آغاز شود .
در
بین محققان و اندیشمندان «رونی وایت» چهره شناخته شده ای میباشد. اولین
کار تحقیقاتی او جستجو برای یافتن نشانه های از کشتی حضرت نوح (ع) بود . او
موفق شد مدارک و مستنداتی را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را
بصورت کتابی کامل منتشر کند. آیا او می توانست نشانه های از عذاب الهی را
که دشمنان حضرت موسی (ع) گرفتار آن شده بودند را بیابد؟! این عملیات تنها
یک عملیات باستان شناسی نبود – بلکه معبری بود به عمق حقیقت تاریخ ...
«وایت» برای تعیه بودجه این کار عظیم نیاز به یک حامی مالی قوی و یک تیم
زبده از محققین سایر علوم و رشته های دیگر داشت. کارشناسان موزه لور پاریس
این کار را یک کار نشدنی و یک تلاش بیهوده می دانستند – زیرا وایت تصمیم
داشت دریای سرخ را وجب به وجب جستجو کند و پیدا کردن آثار یک چنین پدیده ای
آن هم در عمق دریا و با گذشت چیزی حدود 3500 سال تقریبا یک کار محال بنظر
میرسید. عاقبت یک میلیادر سعودی بنام «محمد سلیمان»حاضر شد بودجه این
عملیات گسترده را تقبول کند. محققین و دانشمندانی از کشور فرانسه – آلمان –
آمریکا حاضر شدن وایت را در این راه همراهی کنند. ابتدا باید
مشخص می شد که حضرت موسی (ع) و یارانش از کجا به راه افتاده اند و کدام
فرعون مغضوب پروردگار شده است .. کوچکترین مدرک میتوانست آنها را به سر
منزل اصلی برساند .. همانگونه که در بالا عنوان شد منطقه «نویبه» در
عربستان آخرین ایستگاه حضرت موسی (ع) و یارانش بوده است. یک مورخ یونانی
اشاره کوتاهی به این واقعه عظیم کرده است. او میگوید: حضرت موسی (ع) و
یارانش از شمال منطقه جیزه (هیلیوپولیس) براه افتاده و بعد از گذشتن از کوه
ها و بیابانهای سینا خود را به منطقه ای (هایروت) نزدیک به آبهای خلیج
عقبه رسانده اند - مورخ یونانی - اینجا را محل غرق شدن لشگریان فرعون می
داند. روایت دیگر که توسط مورخان مصری بعد از گذشت 1800 سال بعد از آن
واقعه نگارش شده است، حکایت از آن دارد که حضرت موسی (ع) از منطقه نزدیک
جیزه حرکت کرده و بعد از گذشتن از رودخانه سینا ( امروزه این رودخانه را با
نام خلیج سوئز میشناسیم ) وارد منطقه بنام الطور در صحرای سینا شده و سپس
خود را به نزدیکی خلیج عقبه امروزی رسانده و بعد از گذشتن از آن در «نویبه»
سکنا گزیدن. بررسی چنین منطقه ای با چنین ابعادی که شامل دو منطقه دریایی
میشود تقریبا یک کار غیر ممکن بنظر می رسد. «رونی وایت» در کتابش میگوید:
بعد از کسب اجازه مسئولین مصری و عربستان سعودی بیش از 3000 پرواز بر روی
منطقه انجام شد، اما هیچ نشان قابل اعتمادی بدست نیامد . «روسی پترسون» یکی
از همراهان «وایت» با ابزار آلات پیشرفته تمام ساحل عقبه را چه در مرز مصر
و چه در مرز سعودی با وسواس زیاد مورد کتکاش قرار داد. تیم دیگری تاریخ
مصر باستان را مطالعه میکردند. آنها میخواستند بدانند کدام فرعون مورد غضب
پروردگار یکتا قرار گرفته بود .
﴿ 77 ﴾ طه : جزء 16
و
در حقیقت به موسى وحى کردیم که :بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دریا
براى آنان باز کن که نه از فرارسیدن[ دشمن ]بترسى و نه[ از غرق شدن ]بیمناک
باشى.


نقشه های که توسط ماهواره
ها تعیه شده بود – به تیم تحقیقاتی «رونی وایت» جان تازه ای بخشید. در این
تصاویر نقطه ای در خلیج عقبه که به دریای سرخ منتهی می شد وجود داشت که عمق
آن نسبت به مکانهای دیگر کمتر بود
آیا حضرت موسی
(ع) و یارانش از این منطقه عبور کرده بودند؟ آیا فرعون و لشکریانش در این
مکان به عذاب الهی گرفتار شده بودند؟! این سئوالاتی بود که «رونی وایت» و
تیم همراهش را لحظه ای آرام نمی گذاشت. چهار غواص با ملیتهای گوناگون کار
اکتشاف دریایی را به سرپرستی «جاناتان گری» به عهده داشتند. اولین غوص در
امتداد مرزهای ساحلی سینا انجام شد، «جاناتان گری» میگوید: کار بسیار سخت و
طاقت فرسائی بود – کار باستان شناسی آن هم در زیر آب انسان را خیلی زود
خسته می کند – اما همه ما سختی کار را میدانستیم – گاهی باید ماسه ها را تا
عمق 5 متری کنار میزدیم – گاهی باید صخره ای را جابجا میکردیم.. کار زير
آب به دليل شرايط متفاوت بسيار سخت و طاقتفرساست و بويژه اين که در چنين
کاوشهايی بايد نهايت ظرافت و دقت را نيز در نظر داشت. برای اين منظور
گروههای فنی و علمی زيادی باید با یکدیگر همکاری میکردند . بعد از گذشت 6
ماه اولین نشانه ظاهر شد. یکی از غواصان مرجان عجیبی را در عمق اب مشاهده
کرده بود، آن مرجان در واقع چرخ ارابه ای بود که افسران بلندپایه مصری
اجازه سوار شدن بر آن را داشتند.

بلافاصله پمپ های تخلیه ماسه کار لایروبی را آغاز کردند . اخبار این اکتشاف خیلی زود به مقامات سعودی رسید و منطقه بسرعت در محاصره ماموران امنیتی قرار گرفت . «رونی وایت» میگوید: بعد از 34 روز من هم لباس غواصی به تن کردم و همراه غواصان به زیر آب رفتم. باور کردنی نبود – چرخهای ارابه ها – سپرهای نظامی و وسایلی که بخاطره شرایط محیطی فرم خود را از دست داده بودند. غواصان توانسته بودند مقداری استخوان اسب و همچنین استخوان انسانی را از عمق دریا بالا بیاورند. نام «رونی وایت» و همراهانش برای همیشه در تاریخ ثبت شده بود.. انها توانسته بودند مدارکی از یک عذاب الهی را برای نسل امروز جمع آوری کنند.




رامسس دوم – فرعونی که مورد غضب پروردگار قرار گرفت .
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آيَةً وَإِنَّ کَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون
پس امروز نجات میدهیم بدنت را تا باشی برای آیندگان نشانه ای و همانا بسیاری از مردم از نشانه های ما غافلند . 92 – یونس

یکی از سئوالاتی که باستان
شناسان و همچنین محققان بدنبال پیدا کردن جوابی برای آن هستند، فرعونی است
که مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفت است. اکثر مورخان اعتقاد دارند
«رامسس دوم» فرعون معاصر حضرت موسی (ع) بوده است.
مفسران قران مجید هم بر این عقیده هستند، شرح حالی که در آیات قران وجود دارد بیشتر از همه با رامسس دوم مطابقت دارد.
–
رامسس دوم پادشاهی است که در جنگ جان خود را از دست داده است – متاسفانه
کتیبه های و ستون های تاریخی که در وصف پادشاهان حک می شده است اطلاعات
زیادی در این زمینه به ما نمیدهد، برای مردم و بخصوص وارثان تاج و تخت این
لکه ننگی بوده که در تاریخ از خدایشان به عنوان یک شکست خورده یاد شود. در
اینکه مومیایی رامسس دوم فاقد زخم یا جراحات ناشی از جنگ باشد، شکی وجود
ندارد؛ و همین ادعا میتواند نشانی از غرق شدن این فرعون به امر پروردگار
باشد. «رامسس کبیر یا رامسس دوم» در سن 22 سالگی به فرمانروائی مصر میرسد و
تا سن 92 سالگی مناطق بسیاری را با جنگ و خونریزی تصرف می کند. او
کشورگشائی بسیاری در فلسطین – لبنان – سوریه – ترکیه داشته است و بخاطره
خراجهای که از حکام دیگر ولایات میگرفته، ثروت بیشماری را جمع اوری می کند.
در کتیبه های بجامانده از رامسس دوم به عنوان پروردگار و خداوند بی همتا
یاد شده است. مجسمه غولپیکر او امروزه بازدیدکنندگان بسیاری را مجذوب خود
کرده است
منبع: وبلاگ تاریخ و آینده
نام مبارک 'محمد' درچشم یک کودک+عکس
به گزارش جهان به نقل
از شیعه آنلاین، این بار در کشور یمن ناگهان در چشم کودکی نام مبارک رسول
الله صلی الله علیه و آله و سلم حک و رؤیت شد. این حادثه نیز تعجب همگان را
برانگیخت و موجب شگفتی چشم پزشکان شده است و تا به این لحظه علت به وجود
آمدن این وضعیت را نفهمیده اند.
چندی
پیش خبری هم در رسانه های مختلف روسیه منتشر شد که حاکی از پدیدار شدن
آیات قرآن کریم روی پوست بدن یک نوزاد در منطقه قفقاز بود.
انتشار
آن خبر تعجب همگان به ویژه افکار عمومی روسیه و منطقه قفقاز را برانگیخت
تا جایی که «موخو علی اف» رئیس جمهور داغستان نیز برای دیدن این معجزه به
منزل این کودک و والدین او رفت.
مادر این نوزاد اعلام کرد
که هر دوشنبه و جمعه کودکش دچار تب ۴۰ درجه ای می شد و پس از آن آیاتی از
کلام الله مجید روی پوست او نقش بست و در مدت 3 روز هم دیگر اثری از آن
نوشته ها باقی نماند.
این خانواده نام کودکشان را “علی”
گذاشته اند. والدین نوزاد می گویند قصد نداشتند به مردم در این باره چیزی
بگویند تا زمانی که بر روی بدن کودک جمله “حدیث مرا به مردم نشان دهید”
بوجود آمد و آنها از تصمیم خود منصرف شدند. "عبدالله" امام جماعت مسجد
روستای «کراسنو- اکتیابرسکایا» معتقد است که این آیات علائمی از سوی
پروردگار بوده است.
آیا میدانید وقتی یک رکعت نماز خوانده میشود نام زیبای احمد شکل میگیرد؟
غاراصحاب کهف
بقاياي تاريخي همواره مورد توجه ملل مختلف بوده و به فرهنگ و تاريخ غنا بخشيده و در
جلب گردشگر و توجه جهاني نيز مؤثر است. غار کهف از جمله اماکن مورد توجهي است که
کشورهاي مختلف هر نشانهاي را مبناي انتساب به اصحاب کهف ميدانند.

به گزارش مهر، اصحاب کهف، در قصص قرآنى نام گروهى از مؤمنان است که از ستم
پادشاهى مشرک به غاري پناه بردند و ساليانى دراز به خوابى عميق رفته
سگشان بود تير در تاريکى مىاندازند و [عدهاى] مىگويند هفت تن بودندوهشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاهتر است جز اندکى [کسى شماره] آنها را نمىداند پس در باره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هيچ کس جويا مشو .
داستان کهف ، دلالت بر
معاد
داستان اصحاب کهف دلالت بر معاد دارد. اين داستان از قول هاي مشهور بين اقوام و ملل زمانهاي مختلف مطرح است و قرآن کريم شرحي از آن را به قدري که شاهد براي مسئله معاد است بيان کرده است.خداوند اصحاب کهف را براي مدت طولاني به خواب برد و بعد بيدار کرد تا به منکرين معاد برساند که مردن و زنده شدن مانند اصحاب کهف و سپس تنبه و بيداري آنهاست.داستان اصحاب کهف در زماني به وقوع پيوست که تنازعي شديد در امر معاد و بعثت مردگان بين موحدين و مشرکين در گرفته بود، وقوع اين قضيه و حدوث اين حادثه که از هر جهت مشابه با مردن و زنده شدن جميع خلائق است، شک و ترديدي براي منکرين باقي نمي گذارد.

اصحاب کهف در ميان ملل مختلف
مانند
بسياري ديگر از قصص قرآنى، داستان اصحاب کهف در ميان صاحبان
اديان آسمانى پيشينه دارد، در واقع داستانى مشهور در ميان مسيحيان
شرق و غرب بوده است.
قرآن کريم بدون اينکه به صاحبان ديانت بخصوصى اشاره کرده باشد به تعبير
«يقولون»
به شهرت و تداول اين داستان در ميان پيشينيان و حتى اختلافى در
جزئيات داستان ميان بازگو کنندگان اشاره دارد، سوره کهف آيه 22
در
ميان مسيحيان، اصحاب کهف نه به دليل پناه بردنشان به غار، بلکه
ازجهت به خواب رفتنشان شهرت يافتهاند و با عنايت به اينکه شمار
آنان 7 نفر انگاشته شده است، در غالب منابع به خصوص در منابع
مسيحيت غربى به "7 خفتگان" شناخته شدهاند.
کاوش در پى اصحاب کهف
جايگاه داستان اصحاب کهف نزد مسلمانان و وجود اين باور که هنوز مىتوان
نشانى
از غار اصحاب کهف را بازجست، موجب آن شده تا در طول تاريخ کاوش
هايي براي دستيابي به غاري که اصحاف کهف در آن به خواب رفتند انجام شده و
مکان هايي نيز در پي اين کاوش ها و يا بطور تصادفي مشخص و معرفي شده اند...
به طبع شهرت اينکه اصحاب کهف در بلاد روم سکنى داشتهاند،
انگيزهاي بوده است تا اين جويندگان، در پى يافتن اطلاعاتى جديد و
موثق درباره اصحاب کهف بيشتر به جانب روم توجه کنند.
جايگاه غار اصحاب کهف
از منظر آيت الله مکارم شيرازي
در مورد مکان غار اصحاب کهف نظريه هاي مختلفي وجود دارد و مکانهاي متعددي به عنوان غار اصحاب کهف معرفي شده اند.
در
تفسير نمونه آيت الله مکارم شيرازي، جلد 12، صفحه 438 درمورد غار اصحاب
کهف آمده است: اينکه اصحاب کهف در کدام منطقه از روى زمين زندگى مى کردند و
اين غار در کجا قرار داشته، در ميان دانشمندان و مفسران گفتگو بسيار
است.گرچه پيدا کردن محل دقيق اين غار تأثير زيادى در اصل داستان، نکات
تربيتى و اهميت تاريخي آن ندارد اما دانستن محل اين حادثه مى تواند کمک به
فهم بيشتر خصوصيات آن کند.
به هر حال، در ميان احتمالات و اقوالى که در اين زمينه وجود دارد دو قول به صحت نزديک ترند:
نخست اينکه اين حادثه در شهر «افسوس» واقع شده و اين غار در نزديکى آن قرار داشته است.
ويرانه
هاى اين شهر، هم اکنون در نزديکى «ازمير» در «ترکيه» به چشم مى خورد، و در
کنار قريه «اياصولوک» در کوه «ينايرداغ» هم اکنون غارى ديده مى شود که
فاصله چندانى از «افسوس» ندارد.

اين غار، غار وسيعى است که مى گويند آثار صدها قبر در آن به چشم مى خورد و به عقيده بسيارى غار «اصحاب کهف» همين است.
به
طورى که ارباب اطلاع نقل کرده اند، دهانه اين غار به سوى شمال شرقى است و
همين سبب شده که بعضى مفسران بزرگ در اصالت آن ترديد کنند، در حالى که اين
وضع مؤيد اصالت آن است زيرا قرار گرفتن آفتاب به هنگام طلوع در سمت راست
غار و در هنگام غروب در سمت چپ،مفهومش آن است که دهانه غار به سوى شمال و
يا اندکى متمايل به شمال شرقى باشد.
عدم وجود مسجد و معبدى در حال
حاضر در کنار آن، دليلى بر نفى اصالت آن نيز نخواهد بود، چه اينکه ممکن است
با گذشتن حدود 17 قرن آثار آن معبد از بين رفته باشد.
دومين غار، غارى است که در نزديکى پايتخت «اردن» يعنى شهر «امان» واقع شده است، در نزديکى روستايى به نام «رجيب».
در بالاى اين غار، آثار صومعه اى ديده مى شود که طبق پاره اى قرائن، مربوط به قرن پنجم ميلادى است که بعد از غلبه مسلمين بر آنجا تبديل به مسجد شده و محراب و مأذنه دارد.
ديگر غارهادر برخى روايات آمده که در قريهاي به نام لوشه در غرناطه، غاري ديده
شده است که اجسادي با سگشان در آن وجود دارند و مردم آنان را اصحاب کهف مىپندارند.در کنار آن غار مسجدي است و در نزديکى مسجد، قصري بهنام رقيم و در قسمت شمالى غرناطه شهري قديمي به نام دقيوس وجود دارد .در ايالت نخجوان آذربايجان نيز غاري به عنوان غار اصحاب کهف معرفي شده است.

اصحاب کهف در متون کهن مسيحي و توجه خاورشناسان
در
دايرةالمعارف بزرگ اسلامي آمده است: در متون مسيحى کهن، داستان اصحاب
کهف با مضامينى کاملاً قابل مقايسه با مضامين اسلامى ديده مىشود،
بدانگونه که نه تنها مىتوان خطوط کلى داستان قرآنى را در
پرداختهاي مسيحى بازيافت بلکه بخش تفصيلات داستان در روايات و
تفاسير اسلامى نيز با پرداختهاي مسيحى قابل مقايسه است.
اصحاب
کهف و مقايسه آن با نمونههاي مسيحى و همچنين تطبيق آن با برخى
دانستههاي تاريخى، توجه خاورشناسان را به خود جلب کرده است،
چنانکه از زواياي مختلف درباره اين موضوع به تحقيق پرداختهاند.
براي
نمونه ماسينيون با نگاهى بر روايات اسلامى و مسيحى به بررسى
جايگاه اصحاب کهف در ميان گروههاي قومى گوناگون به ويژه از نظر
تصويرنگاري ايشان عنايت داشته و طى يک سلسله مقالات به تفصيل به
اين مطلب پرداخته است
از سويى ديگر يونگ با مقايسه داستان
اصحاب کهف و داستان خضر نبى، به موضوع تجديد حيات و عمر دوباره
يافتن نظر داشته است .منشأ زبان شناختي در
کشورهاي اسکانديناوي، آلمان، مجارستان و ولز
واژه
sjusovare يا syv sover که در کشورهاي اسکانديناوي سوئد، نروژ و دانمارک
کاربرد داشته ريشه در داستان اصحاب کهف از افسوس دارد و به معناي کسي است
که سخت و طولاني خوابيده است.
واژه "Siebenschl?fe" در زبان آلماني و
"hétalv?" در زبان مجاري نيز معنايي شبيه به کاربرد مشابه در اسکانديناوي
دارد. اين واژه ويژگي فردي را توصيف مي کند که معمولا خواب طولاني داشته و
ديرتر از زمان لازم از خواب بيدار مي شود.
در دامنه واژگان ولزي نيز
واژه "saith cysgadur" در داستان بلند ريز لوئيس نوشته دنيل اوون در سال
1885 به کار برده مي شود و اشاره به فردي دارد که خواب طولاني داشته است.

اصحاب کهف در ادبيات
قرون وسطي
توصيف شرايط و وضعيت اصحاب کهف، قرن شانزدهم در فرهنگ کليساي پروتستان عموميت يافت و جان دون از شعراي قرن شانزدهم شعري در اين رابطه سروده است.
در دوره روشنگري اشاره به داستان اصحاب کهف چندان فراگير نبود اما شرح اين داستان با ظهور عصر رومانتيسيزم احيا شد. اشاره به اين داستان در آثاري از تومان دي کوئنسي، شعري از گوته، داستاني از واشنگتن ايروينگ و اچ جي ولز به چشم مي خورد.
ظهور داستان اصحاب کهف در ادبيات دوران مدرندانيلو کيس نويسنده صرب - کرووات داستان اصحاب کهف را در قالب يک داستان کوتاه در کتاب خود با عنوان دانشنامه درگذشتگان روايت کرده است.
اين داستان در دو کتاب سوزان کوپر نيز روايت شده است.
گيلبرد موريس در مجموعه داستانهاي اصحاب کهف رويکرد مدرني به اين داستان داشته و با الهام از آن داستاني مشابه نقل کرده است.





بسم الله الرحمن الرحیم. خوش اومدید به وبلاگ من. بنده میلاد عزیزی هستم و این وبلاگ رو با هدف آشنا کردن جوانان و نوجوانان با دین و ائمه اطهار(ع) و معجزات و خصوصیات آنها و نشر اخبار و وقایع شهرستان کوهدشت ایجاد کردم.بنده سرگروه صالحین(حلقه صالحین شهید ایرج میرزایی) هستم و حلقه صالحین فعالی هم دارم. به کارهای فرهنگی هم علاقه دارم . در جبهه ی فرهنگی شهرستان خودم کوهدشت هم فعالیت می کنم. خوشحال می شم با نظراتتون ما رو از معلوماتتون بهره مند کنید.